آترينآترين، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 11 روز سن داره

موسیقی زندگی

یه راز

عزیز دل مامانی یه رازی رو میخوام بهت بگم فدات بشم 6/16 امسال سالگرد ازدواج منو بابا علی هستش البته چون تو امسال تو دل مامانی هستی من میخوام از طرف من و شما یه کادوی خوشکل برای بابا جونی بخرم در ضمن اولین سالیه که سالگرد ازدواج ما سه نفره شدیم پس باید سنگ تموم بذاریم عزیزم فرشته کوچولوی من بابایی خیلی مهربونه تمام امید و زندگی منه ایشالله که سالهای سال سایه اش رو سر من و تو باشه عزیزم حالا بگو برای بابایی چی بخریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چی بخریم که خوشحال بشه و من هم با افتخار بگم که اینو دخترت انتخاب کرده تو دعا کن تو دل مامانی هستی انقدر که پدر خوبیه برای تو یه همسر فوق العاده هم برای من بشه بعد دیگه با داشتن شما دو تا دیگ...
4 شهريور 1391

نفس مامانی

آنقدر میخواهمت که نبودنت را تاب نیاورم آنقدر پرم کرده ای که خالی شدن از تو کابوس ام باشد آنقدر هستی که نبودنت نیستم کند ذره ذره بر جسم و جانم چنگ انداخته ای و چنان با نفست خو گرفته ام که بی نفست نفس کم میاورم چیست این ترس بی تو بودن ؟؟؟؟؟ چیست این وحشت نداشتنت ؟؟؟؟؟؟؟ عشق است ؟؟؟؟ مهر است؟؟؟؟؟ یا ترس از حقارت وجودم است به هستی ات دل بسته ام یا خیال بودنت هستی خوشایند محبت تنها لحظه های مالکیتم لحظه های در من بودنت است هستی ام را سلول سلول میشکافی و در من نفوذ میکنی بالغ میشوی و دلم میریزد ، دلم میترسد لحظه زایشت را با ضجه جشن خواهم گرفت این شعر همش تقدیم به تو باد عزیزم،عمرم نفس زندگی من ...
4 شهريور 1391

گل زندگی من و باباش

سلام عشقم ، سلام عمرم ، سلام زندگیم قوربونت برم خیلی وقته که میخوام برات بنویسم اما واقعا وقت نمی شه یکم که مریض بودم اون هفته رفتیم سونوگرافی و اقای دکتر مهربون گفت که تو یه دختر خوشکل و مشکل هستی موش موشی کوچولوی زندگی من دختر ناز و عزیز من نفس مامانی واسه اون تکون خوردنت دلم ضعف رفت دیگه بزرگ شدی مامان جونی هی خجالت میکشیدی از اقای دکتر دستت رو میذاشتی رو چشمات و یک دستت هم میکردی تو دهنت مامان جونم اقای دکتر ازت فیلم گرفت ازت عکس گرفت که اگه بزرگ شدی نشونت بدم عزیزم جوجوی من، بابا علی چقدر خوشحاله از اومدنت فدات بشم گفت از خدا ممنونم که به من یه دختر خوشکل و سالم داد خیلی از این بابت خوشحال بود برات هم اسم انتخاب کرده بود آیلین که ...
1 شهريور 1391
1